|
سیاه مشق های میم.صاد
ما اینجا خواهیم ماند، و ندای ما خواهد ماند، و آنچه واجب است که آمریکاییها آنرا بفهمند، آمریکاییها نمیدانند «لبیک یا حسین» یعنی چه!
«لبیک یا حسین» یعنی اینکه در معرکه جنگ حاضر باشی، هر چند تنها باشی، و هر چند مردم تو را رها کرده باشند، و تو را متهم کرده باشند، و تو را تنها گذاشته باشند،
«لبیک یا حسین» یعنی تو و مالت و زن و فرزندانت در معرکه جنگ باشید...هر جای دنیا که به ما نیاز باشد ما حاضریم، و اینگونه نیست که فقط کفن پوش باشیم بلکه ما کفنپوش و سلاحبهدست خواهیم بود، و در پایان اینکه لبیک یا حسین...
|
|
||
|
اول: اردیبهشت ماه سال 90 بود؛ اوج اقدامات مردم بحرین علیه آل خلیفه. به پیشنهاد یکی از دوستان برای مصاحبه با یکی از همدانشگاهیان بحرینی به خوابگاه شون رفتیم. گوشه ی اتاق کوچیکشون با بطری آب و چند تا تخم مرغ و چند تا لیوان یه میدون لؤلؤ قشنگ درست کرده بودند. حتی برای چمن میدون هم فکر کرده بود! یه مشت سبزه و برگ درخت های حیاط خوابگاه و سبزی خوردن! جعفر بحرینی از فعالین انقلابی بحرین که توی مرکز زبان فارسی دانشگاه ما، درس می خوند. یادم هست که جعفر از شهادت یکی از اقوام نزدیکش به دست نیروهای امنیتی آل خلیفه گفت. از اینکه اون شهید خیلی امام حسینی و اهل سینه زنی بوده. خیلی با افتخار و خیلی هم با حسرت از شهادت حرف می زد. افتخار که پسر عموش شهید شده و حسرت از اینکه خودش مونده... دوم: تابستان سال گذشته جعفر به بحرین برگشت. دلش دیگه تاب موندن نداشت؛ اما خوب چون این قسمت از خوابگاه متعلق به دانشجوهای عرب دانشگاه ماست، یک گروه دیگه ساکن این اتاق شدند که اتفاقا یه بحرینی دیگه هم همراهشون هست. با دو تا از رفقا گفتیم بریم اتاقشون؛ رفتیم و در زدیم. علی در رو باز کرد؛ علی عراقیه و متولد نجف. ابتدای ورود به اتاق چیزی که خیلی برام جالب بود، تغییرات اتاق از پارسال تا حالا بود. از عکس های روی دیوار تا وسایل و افراد ساکن توی اون؛ پارسال در و دیوار اتاق پر از عکس های امام خمینی و امام خامنه ای بود، اما امسال عکس های شهید آیت الله حکیم روی دیوار بود و یه پرچم بزرگ عراق. با همون نگاه اول می شد فهمید که امسال ترکیب اصلی اتاق عراقی اند! دیگه میدون لؤلؤ هم گوشه ی اتاق نبود. صدای یه آهنگ انقلابی عربی هم به گوش می رسید. وارد اتاق که شدیم محمد( چون راضی به نوشتن اسمش نیست با یکی از اسم هاش که "محمد" هست از این به بعد رو می نویسم. اسمش ترکیبی از 6 تا اسم مختلفه! ) هندزفری به گوشش زده بود و داشت درس می خوند، چون صدای آهنگ علی یه مقدار بلند بود! محمد متولد منامه است و الان هم خانواده اش همون جا هستند. استقبال گرمی از ماها کرد؛ وقتی نشستیم علی مشغول درست کردن چای شد، محمد هم اول لب تاب و کتاب های خودشو جمع کرد و بعد هم آهنگ لب تاب علی رو قطع کرد. موضوع مطلب : میدان لولو - لؤلؤ - منامه - بحرین - شیخ عیسی قاسم, شنبه 2 اردیبهشت 91 :: 7:6 عصر :: نویسنده : محمد صادق جهان بخش
مهمونی رفتن اون هم در یک غروب دل انگیز بهاری، حال و هوای خاص خودش رو داره. مخصوصا اینکه بدونی داری خونه ی چند تا پهلوون با مرام و خوش معرفت می ری! آدرس سر راست بود؛ سبزه میدان، کوچه اول، کنار بانک! خونه ای کوچیک و قدیمی اما زیبا، با سردری بلند و گچبری شده که پر از گل های گچی بود. در خونه رو که زدیم، پسری 16 یا 17 ساله در رو باز کرد.
با سلام و خوش و بش و بفرما زدن مارو به داخل دعوت کرد. حیاط خونه زیاد کوچیک نبود اما با ماشینی که توش پارک بود کوچیک شده بود! با راهنمایی آقا پسر به طبقه اول این خونه که 10، 12 تا پله می خورد رفتیم. روی پله ها با فرش های تکه تکه ی قرمزی فرش شده بود. وارد اتاق شدیم، اما خبری از صاحبخانه نبود. خوب، مشخصه که وقتی یه عده دانشجوی ندید بدید وارد یه خونه ی بی صاحبخونه بشند چه آتیشی می سوزونند!! از ور رفتن با عکس ها و وسایل روی تاقچه تا جابجاکردن مبل ها و انگولک کردن گلدون های داخل اتاق و.... موضوع مطلب : سردار حاج رضا عابدی-شهیدان عابدی-مهدی-رضا-حسین-, جمعه 26 اسفند 90 :: 7:48 عصر :: نویسنده : محمد صادق جهان بخش
در این آخرین نفس های سال 90، اگر خرید عید و تهیه پول نوی عیدی و جمع کردن ملزومات سفره هفت سین تمام شده باشه، چیزی که بیش از همه خودنمایی می کنه، تحقق شعارهای امسال و اهداف نامگذاری آن است. یادم هست که اول سال همه ی ارگان ها و نهادها از شهرداری و بهداری و مرغداری گرفته تا آموزشگاهها و دانشگاهها و زایشگاهها، بنرها زدند و پوسترها چاپ کردند و حتی کتاب ها نوشتند که امسال چنان جهاد اقتصادیی بکنیم که آن سرش ناپیدا ! چه شام هایی که ندادند و چه همایشاتی که نگرفتند؛ از همایش بین المللی توالت(!) تا چندین نشست راهبردی و کاربردی، تا جشن های عدیده به مناسبت پایین آمدن سن تاکسی ها به کمتر از 30 سال و غیره و غیره، که چه بکنیم تا در همه جایمان جهاد اقتصادی بشود! موضوع مطلب : جهاد اقتصادی-دولت-مجلس-قوه قضائیه-افسران جنگ نرم, |
درباره وبلاگ
ما اینجا خواهیم ماند، و ندای ما خواهد ماند، و آنچه واجب است که آمریکاییها آنرا بفهمند، آمریکاییها نمیدانند «لبیک یا حسین» یعنی چه! «لبیک یا حسین» یعنی اینکه در معرکه جنگ حاضر باشی، هر چند تنها باشی، و هر چند مردم تو را رها کرده باشند، و تو را متهم کرده باشند، و تو را تنها گذاشته باشند، «لبیک یا حسین» یعنی تو و مالت و زن و فرزندانت در معرکه جنگ باشید...هر جای دنیا که به ما نیاز باشد ما حاضریم، و اینگونه نیست که فقط کفن پوش باشیم بلکه ما کفنپوش و سلاحبهدست خواهیم بود، و در پایان اینکه لبیک یا حسین... آخرین مطالب
پیوندهای روزانه
پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری
قطعه26-حسین قدیانی دوئل-گرافیست نهضت مردمی پوسترهای عاشورا حمید رضا غریب رضا-فعال بیداری اسلامی اسکالپل مازیار بیژنی-کارتونیست شبکه اجتماعی اندیشگر حمید رضا پیله ور عبدالله بنی مسنی-دانشجوی فلسفه مرکز اسناد انقلاب اسلامی حمید رضا برقعی-شاعر رضا امیرخانی-نویسنده علیرضا قزوه-شاعر دکتر وحید یامین پور نمایش تمام پیوندها لوگو
آمار وبلاگ
بازدید امروز: 9
بازدید دیروز: 23 کل بازدیدها: 7382 |
||