سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
سیاه مشق های میم.صاد
 
سه شنبه 94 آبان 26 :: 1:0 عصر :: نویسنده : محمد صادق جهان بخش

[این یادداشت در تاریخ 11 آبان 1394 نوشته شده است]

چند ماهی از ورود جدی واژه «نفوذ» به واژگان سیاسی ایران اسلامی می گذرد؛‌ این کلیدواژه که از سوی مقام معظم رهبری و در اوج مذاکرات هسته ای مطرح شد،‌ پس از آن بارها از سوی معظم له و در مقاطع و دیدارهای مختلف مورد استفاده قرار گرفته است. معنای این واژه هم در مسایل سیاست داخلی و خارجی، هم در عرصه اقتصاد، هم در موضوعات فرهنگی و حتی در مسایل سبک زندگی هم قابل رهگیری است؛‌ یعنی از مدت ها قبل تلاش دشمنان داخلی و خارجی انقلاب اسلامی برای نفوذ به همه ی خاکریزهای جمهوری اسلامی صورت گرفته است تا بتوان با عبور از یک خاکریز، اهداف اصلی نظام سلطه مرحله به مرحله محقق شود: اول؛ نفوذ. دوم؛ عادی سازی نفوذ. سوم؛ ایجاد اشتباه محاسباتی در مسئولان. چهارم؛ تصمیم سازی. پنجم؛ تصمیم گیری. ششم؛ استحاله و هفتم؛ براندازی.

برای تحلیل بهتر سیر حرکت دشمن در جهت نیل به اهداف خود فقط در یک زمینه و آن هم به نفوذ دشمن در سیاست خارجی کشورمان می پردازیم.

از سال 92 و با روی کار آمدن مدعیان اعتدال در انتخابات ریاست جمهوری دور جدید مذاکرات هسته ای ایران و 5+1 با رویکردی آشتی جویانه، تعاملی و با شعار «برد-برد» آغاز شد. این رویکرد که با چاشنی لبخندهای مسئولان دستگاه دیپلماسی کشور همراه بوده و هست، با تهدیدات مکرر مسئولان آمریکایی به گزینه نظامی و توهین های پی در پی آنها به ایرانیان و بی پاسخ ماندن آن از سوی دولت ایران همراه بوده است. فقط به عنوان مثال به چند نمونه اشاره می کنیم:

حتما بی تدبیری در توزیع سبد کالا آن هم در ایام ا... دهه فجر را به یاد دارید؛ اقلامی که تاریخ تولید برخی از آن ها به پیش از تیر ماه و آغاز به کار دولت یازدهم باز می گشت، اما با واریز قسط اول پول های بلوکه شده ایران، در خزانه و انبارهای خالی ما در بهمن ماه پیدا شده بود! در همان زمان، ‌شرمن معاون وزیر خارجه آمریکا با گستاخی تمام از صدقه دادن و احتیاج مردم ایران به اقلام اولیه غذایی گفت! اما هیچ پاسخ در خوری از سوی دولت ایران دریافت نکرد، چرا؟ جواب مشخص است، یا کسی که از انبارهای خالی سخن می گفت، اخبار نادرست از وضع داشته های کشور داشت و یا برای رسیدن به هدف عادی سازی روابط با آمریکا، خود بازیگر نقشی مهم در سناریوی دشمن بود؛ پس یا در خبررسانان و اطرافیان دولتی ها دشمن نفوذ کرده بود و یا... بماند!

مورد دیگر در طول مذاکرات هسته ای اخیر، ادعاهای ناهمخوان طرفین مذاکرات از توافق ها و اسنادی است که بدان دست یافتند؛ یعنی ساعت ها ایران و شش کشور با هم مذاکره می کردند و  بر سر چیزی توافق می کردند که بعد از هر توافق هر دو طرف جشن می گرفتند برای چیزی که طرف مقابل آن را نمی پذیرفت! پس به راستی بر روی چه چیزی در نیویورک، ژنو، لوزان و وین توافق می شد؟! برداشت کدام طرف از توافق ها صحیح و قابل اعتنا بود؟ چه کسی راست می گفت؟

با تحلیل توافق اولیه هسته ای در آذر 92، یعنی توافق موسوم به «توافق ژنو»، به خوبی صحت ادعای طرف غربی در اجرای مو به موی برداشت آمریکایی از توافق ژنو دیده می شود! یعنی همان شد که آمریکایی ها در «فکت شیت» منتشره خود گفته بودند! جان کری در جریان بررسی «برجام» هم در پاسخ نمایندگان کنگره با شاهد مثال آوردن همین موضوع گفته بود،‌ دیدید که توافق ژنو همان طورکه ما گفتیم اجرایی شد نه آن طور که ایران می گفت،‌ پس برجام هم همین طور عملی خواهد شد!

ورود و نفوذ در همه مثال های فوق فقط تا سطح مرحله سوم به نظر می رسد؛ یعنی نفوذ اتفاق افتاده، ‌عادی شده و اشتباه محاسباتی ایجاد کرده است. اما برای درک عبور دشمن از مراحل قبل و ورود به مراحل جدید،‌ به نمونه های زیر توجه کنید:

در همین چند ماه اخیر، وزرای خارجه انگلیس(سابق و حاضر)، فرانسه،‌ آلمان و برخی کشورهای دیگر اروپایی به ایران آمده اند. این تجدید دیدارها که پس از خروج از کاخ سعدآباد در سال 84 با 10 سال تاخیر اتفاق می افتد، حواشی مهمتر از متن و جالبی هم داشته است. مثلاً وزیر خارجه انگلیس در پاسخ یک خبرنگار در مورد سفرش به ایران با وجود شعارهای «مرگ بر انگلیس، آمریکا و اسرائیل» مردم ایران، به صراحت از تفاوت شعارهای ملت با اعمال دولت ایران می گوید! یعنی ما به شعارهای مردم ایران کاری نداریم، وقتی می بینیم که دولت ایران همراه ماست! این حرف ها در مصاحبه خبری هاموند و نتانیاهو در تل آویو هم تکرار شد و متاسفانه همه این اظهارات با سکوت معنا دار دولتمردان ایرانی همراه است!

و یا در نمونه ای جالبتر به صراحت و با گستاخی تمام از «برخورد مسئولانه ایران با اسرائیل» آن هم در دانشگاهی در قلب تهران، سخن گفته می شود و کسی نیست تا جواب وزیر نازیست آلمانی را بدهد! نه در دولت، نه در مجلس و نه در هیچ جای دیگر!

سخنان جان کری در مورد چگونگی برگرداندن «کشتی صلح ایران» اعزامی به یمن را به یاد دارید؟ کری گفته بود که من با یک تماس تلفنی با ظریف مانع پهلوگیری کشتی در سواحل یمن شدم،‌ به همین راحتی! شاید بگویید خوب، این ادعا تکذیب شد اما، با تکرار این اتفاق توسط کشوری کوچک و ناشناخته،‌ به نام «جیبوتی» آیا این ظن قوی تر نخواهد شد؟ همه می دانند که یمنی ها چند برابر جمعیت کشورشان سلاح دارند و نیازی به سلاح ایرانی ندارند، پس آیا بازگرداندن کشتی امدادی ایران،  عدم اجازه فرود برای هواپیماهای هلال احمر ایران و... از سوی ابرقدرتی به نام «جیبوتی» بوده است؟!

از همه این ها بگذریم، چون گذشته ها گذشته! امروز ایران باید به دعوت آمریکا و دوستان آمریکا در کنفرانس حل سیاسی بحران سوریه شرکت کند. حاضرین،‌چه کسانی اند:‌ آمریکا(پدر واقعی داعش و تروریست های منطقه)،‌ عربستان(دشمن درجه یک اسلام، مادر ترورسیت های منطقه، با سابقه کشتار منا و توهین های مکرر به ایران و حتی بی محلی و رد درخواست های ظریف برای دیدار)،‌ ترکیه(از حامیان اصلی تروریست ها) و روسیه. روسیه به این دلیل در این نشست حضور دارد که آمریکائی ها بتوانند با مذاکره و گفت و گو هم که شده، روسها(که همیشه معامله گران خوبی بوده اند) را از حل ریشه ای بحران و نابودی کامل تروریست ها منصرف کنند؛ زمزمه هایی از این موضوع حتی از سوی روسها شنیده شده است(مذاکره و به رسمیت شناختن ارتش آزاد و ضد دولتی سوریه از سوی روسیه یک نمونه از این موضوع است).

حال چرا از ایران دعوت شده است؟ در اصل تاکنون آمریکا در منطقه غرب آسیا با «قاسم سلیمانی» و یارانش می جنگید و هیچ راه گفت و گویی با ایران نداشت، الان به راحتی می تواند از پشت جبهه و بر سر میز مذاکره با دولت ایران برای سوریه تعیین تکلیف کند، آن هم راه حلی سیاسی که به طرز خنده داری، ضامن منافع غرب و از جمله آمریکاست. حذف بشار اسد و تقسیم دولت بین تروریست ها، معارضان و حامیان دولت فعلی. یعنی در بهترین حالت 3 به 1 معارضان دولت سوریه و محور مقاومت جلو هستند! آمریکائی ها بر این خیال خام اند که مستشاران ایرانی هم به همین راحتی دور زده خواهند شد!

در حاشیه این نشست هم ظریف و کری مثل همیشه با هم خلوت کرده اند، و طرف ایرانی هم مدعی است فقط در مورد اجرای برجام حرف زده اند، ما هم مانند همه ی حسن ظن های دیگرمان می پذیریم که راست گفته اند! به یاد بیاوریم که رهبر حکیم و فرزانه انقلاب،‌ به صراحت فرمودند:«مذاکره با آمریکا ممنوع است» ایشان مطلق مذاکره را فرمودند چه برسد به مذاکره بر سر مقاومت منطقه! آن هم با حضور وزیر فاسد و دیوانه سعودی که در هنگام فاجعه منا، ایرانی ها را آخرین گروهی نامید که حق حرف زدن دارند، درخواست چند باره ظریف برای دیدار را رد کرد، ایران را تروریست و تروریست پرور نامید و... و امیدواریم زمانی که شما این مطلب را می خوانید، ما دست قاتل دیگری را به گرمی نفشرده باشیم و لبخندی نثارش نکرده باشیم!

در این باره گفتنی های دیگری نیز هست که بماند برای بعد... .




موضوع مطلب : نفوذ, آمریکا, برجام, دشمن, ظریف, اعتدال, هسته ای, براندازی نظام, مذاکرات, ایالات متحده, توافق هسته ای


 
درباره وبلاگ

ما اینجا خواهیم ماند، و ندای ما خواهد ماند، و آنچه واجب است که آمریکایی‌ها آنرا بفهمند، آمریکایی‌ها نمی‌دانند «لبیک یا حسین» یعنی چه! «لبیک یا حسین» یعنی اینکه در معرکه جنگ حاضر باشی، هر چند تنها باشی، و هر چند مردم تو را رها کرده باشند، و تو را متهم کرده باشند، و تو را تنها گذاشته باشند، «لبیک یا حسین» یعنی تو و مالت و زن و فرزندانت در معرکه جنگ باشید...هر جای دنیا که به ما نیاز باشد ما حاضریم، و اینگونه نیست که فقط کفن پوش باشیم بلکه ما کفن‌پوش و سلاح‌به‌دست خواهیم بود، و در پایان اینکه لبیک یا حسین...

طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
آمار وبلاگ
بازدید امروز: 19
بازدید دیروز: 11
کل بازدیدها: 68183